|
عید سعید غدیر را به مسلمین جهان و پیروان امام علی علیه السلام از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می کنم . از آنجائیکه سایت بلاگفا به دلیل بازداشت و آزادی به شرط وثیقة مدیرش ، دچار خود سانسوری ها شده و عملاً کاربران را دچار مشکل در درج تصاویر و لینک نموده است ، و فیلترینگ نیز اکثر سایت های آپلود خارجی را بسته و بلاگفا نیز به سایت هایی نظیر پرشین گیگ اجازه بارگذاری نمی دهد !! بنا براین فعلاً صلاح در این دیدم که در لوکس بلوگ و ایران بلوگ دلنوشته هایم را بنویسم و منتظر بهبود وضعیت بلاگفا باشم . در اینجا لازم میدانم ضمن هم دردی با مدیریت سایت بلاگفا که بنا به حکم قاضی دادگاه کرمان بدون در نظر داشتن نقص قوانین کشور در موضوع فعالیت های اینترنتی بازداشت شد این مهم را گوشزد کنم که پلیس فتا و یا هر ضابط قانونی که فضای سایبری را کنترل می کند می بایست اطلاع رسانی عمومی و رسا در خصوص جرایم اینترنتی در اختیار جامعه قرار داهند . البته من در ادامه مطلب قانون جدید اینترنت را جهت اطلاع شما عزیزان گذاشته ام که امیدوارم مؤثر در رفتار های اینترنتی کاربران باشد .
دوازدهم فرودین سالگرد انتخاب نظام حکومتی مردمسالاری دینی یعنی جمهوری اسلامی ایران است . روزی که کمر استکبار جهانی بدست توانمند ملت ایران شکسته شد . این روز بزرگ را به هممیهنان عزیزم تبریک میگویم . از طرفی فرارسیدن روز طبیعت و روز بیادگارمانده از نیاکانمان سیزده بدر بر شما مبارک باد . علیرغم عدم تمایلم به فعالیت در اینترنت بخاطر ضعیفی خطوط اینترنتی و پائین بودن سرعت و دامنه و ایضاْ گرانی سلیقه ای که مخابرات راه اندخته ، به اصرار دوستان و وجود منطق در استدلالشان که در وبلاگ جدید فضول باشی در ایران بلاگ درج شده است ، مجدداً طبق روال قبلی مطالبی را خدمتتان ارائه خواهم داد . با این امید که بازدیدکننده محترم نیز با نظرات و یشنهادات خود راهنمائیم کند . ضمناً از دوستان خوب و همراهان همیشگی ام انتظار دارم همانگونه که من به توصیه های آنان عمل کردم آنان نیز خواهش مرا در مبارزه فرهنگی با دشمنان ایران و اسلام در فضای مجازی بهر طریق ممکن بکوشند . انشاالله در این ادای وظیفه فرهنگی و ملی با الهام از احکام رکین قرآن کریم و دنباله روی از شیوه ائمه سلام الله علیهم اجمعین و پیروی از رهبری توفیقات الهی نصیبمان شود . به امید سر فرازی ایران و اقتدار اسلام در جهان - فضولباشی
در پست قبلی به مطلبی راجع به تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی اشارتی گذرا شده که برای بعضی از دوستان این شائبه به وجود آمده که بنده اصلاً مخالف با احقاق حق ملت بدست دانشجویان معترض هستم !! خیر . من نه تنها با شیوۀ مدیریتی و روش های آقای جاسبی از بدو تأسیس دانشگاه آزاد مخالف بوده و هستم ، بلکه معتقدم کسانی که اجازه به تشکیل دادگاه رسیدگی به اعمال و رفتار مدیریت دانشگاه آزاد نداده و یا در تشکیل چنین دادگاهی سنگ اندازی کرده اند باید قبل از جاسبی محاکمه شوند . و نیز به گند کاری های محمد هاشمی نیز باید بصورت غیابی رسیدگی و حکم قانونی صادر ، و وی نیز از طریق پلیس اینترپل به کشور بازگردندهشود تا پاسخگوی اعمالش باشد . اعتراض من بر این است که چرا معلمین وقتی در برابر مجلس تحصن کردند با هزاران انگ و برچسب های ناجسب با شیوه های توهین آمیز و قهری بازداشت شدند ! اما دانشجویان معترض با آن شعار های تند و زننده مورد حمایت قرار گرفتند ؟! من معترض به این هستم که وقتی مرجعی به نام شورای نگهبان براحتی می توانست طرح مجلس ( بهتر است بگوئیم طرح عباسپور) را رد می کرد و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیزکه از سوی مقام معظم رهبری نظارت می شود ، جرأت تصویب این طرح را نداشت ، چه نیازی به اینهمه جاروجنجال و آب به آسیاب دشمنان ایران ریختن بود ؟ این چنین اعتراضات حمایت شده ، زمانی مورد پشتیبانی ملت بزرگ ایران قرار می گیرند که از طریق مجاری قانونی نتوان جلو خرابکاری های عده ای نابخرد و قدرت طلب را گرفت . امیدوارم با این توضیح از ذهن دوستان رفع ابهام و شائبه شده باشد . یا علی تا بعد .
۱ - چنین نقل شده که در تحمع دانشجوئی مقابل مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱/۴/۸۹ رایحه خوشی ها خیلی فعال بوده اند . حنی گفته می شود که با اتومبیل های بدون پلاک و در اختیار گذاشتن اتوبوس ، در خدمت به دانشجویان معترض کوتاهی نکرده اند . صد البته حرکت برخی نمایندگان مجلس در تصویب قانونی برای وقف و استثنا نکردن دانشکاه آزاد که بوی گند اعمال جاسبی و فرزند فراری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در همۀ حواشی ان به مشام میرسد ، کار قبیح و ضد ملی و ضد ولائی بوده است . ولی اینکه تحت حمایت یک جریان خاص یک عده مزدور دست به سینۀ آقایان ، هرآنچه که دلشان می خواهد به عنوان شعار در برابر چشم مأمورین انتظامی برعلیه مجلس و مجلسیان و بخصوص رئیس مجلس سر بدهند ( از بدعت های ناپسندی است که هواداران اصولگرایی نوین رئیس جمهور احمدی نژاد بعد از جریانات انتخابات سال گذشته در برخی تجمعات پایه گذاری کرده اند) رفتاری غیر قابل گذشت است که حتماً باید از طریق مراجع قانونی مورد رسیدگی و خاطیان تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند . این گونه رفتار ها جز اینکه دشمنان نظام اسلامی را شاد کنند نتیجۀ دیگری در بر ندارند . انشاالله ضمن اینکه مجلس شورای اسلامی با پی بردن به قباحت و ناپسندی رأی مربوطه آن را لغو کند از دانشجویان متعهد مسلمان نیز انتظار این است که پای یک عده افراطی و دوست نمای انقلاب را از تجمعات خود قطع کنند تا بهانه ای به دست دشمنان ایران نیفتد . به امید روزی که همۀ مفسدین اقتصادی به پای میز محاکمه کشیده و مجازات شوند . و این قصه سر دراز دارد ! ؟ ۲ - گویا آقای قطبی به بهانۀ حضور در بازی های جام جهانی فوتبال از ایران خارج شده ولی در آفریقای جنوبی نیز دیده نشده است . نرفتن قطبی به محل مسابقات چندان اهمیتی ندارد ولی آنان که اینهمه برای عدم دستیابی به سرمربی تیم ملی فوتبال را در بوق و کرنا می کنند ! چرا به روشن شدن علل نرفتن تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۱۰ اینگونه سینه چاک نمی کنند ؟ چرا به تیم ناکارآمد مدیریتی فوتبال کشور نمی تازند ؟ مارادونا با آنهمه افتضاحات اخلاقی و رفتاری در بین ملتش می درخشد ولی علی دائی مهرۀ پر افتخار فوتبال ایران و جهان بدست مدیران و مسئولین نالایق ایران هم تحقیر می شود و هم اینکه از پست سرمربیگری تیم ملی کنار گذاشته می شود تا آقایان عمر مدیریت خود بر فوتبال را طولانی کنند . انشاالله روزی اینان نیزدر محضر ملت ایران به ندانم کاری های خود معترف خواهند شد . همانگونه که برخی مدیران سیاسی گذشته امروز روسیاه پیشگاه ملت بزرگ ایران هستند . ۳ - شنیده شد که طهماسبی کشتی گیر کرمانشاهی برای رفع مشکلات مالی خود در تیم ملی جمهوری آذربایجان کشتی گرفته و برندۀ ۵۰۰۰ دلار شده است . با نیک و بد عمل وی کاری ندارم ، ولی در دستگاه عریض و طویل تربیت بدنی وقتی باجناق ها و فرزندان آقایان متنعم می شوند چرا سازمان ورزش حداقل به وضع مالی قهرمانان کشور توجه و کمک نمی کند تا از این جور افتضاحات به بار نیاید ؟ ۴ - این روز ها از مسائل فرهنگی حرف و حدیث فراوان شنیده می شود . بنده به عنوان یک شهروند پیشنهاد میکنم بخاطر ((نجس بودن سگ)) فعلاً نیروی انتظامی و وزارت ارشاد و سازمان دامپزشکی کشور دست به دست هم دهند و کلیۀ سگ بازان محترم و محترمه را نهی از منکر کرده و آنان را از قبح سگبازی آگاه سازند تا این فرهنگ نوین در حال گسترش در جامعه ، لااقل تحت کنترل درآید . ۵ - آقای وزیر آموزش و پرورش فرمودند که میزان شهریۀ مدارس غیرانتفاعی در سال تحصیلی ۹۰ - ۸۹ مبلغ ناقابل سه میلیون و دویست هزارتومان است !!! حال با مقطع کلاسی کاری ندارم ولی یکی به ما بگوید آیا وجود مدارس غیرانتفاعی مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی است یا نه ؟ ایضاً بنده را توجیه کنند که جامعۀ توحیدی ایران وجود چنین مدارس و ایجاد فاصلۀ طبقاتی را در دراز مدت می تواند تحمل کند یا نه ؟ هکذا یکی مارا در این مسأله که ذهنمان را مشغول داشته یاری کند که مدارس انتفاعی ویژه فرزندان همۀ ایرانیان است یا فقط مختص به قشر از ما بهتران است ؟ اگر مال همه است که ۸۰ درصد مردم چنین پول هایی ندارند تا بعنوان شهریه پرداخت کنند . اگر مخصوص ۲۰ درصد از اهالی شریف بالای شهر و غاصبین بیت المال است چرا دولت دهم که مدعی طرفداری از قشر مستضعف است بر تعیین میزان شهریه نظارت می کند ؟ آیا تأثیرات این رفتار های دوگانه را در جامعه سنجیده اید ؟ این شعر فردوسی فردوس مکان را زیر لب زمزمه کنید : توانا بود هرکه دانا بود به دانش دل پیر برنا بود بیائیم کاری نکنیم که بجای توانا لغت ((دارا )) و بجای دانش واژۀ (( ثروت )) گذاشته شود .... خدایا چنان کن سرانجام کار توخشنود باشی و ما رستگار
با سلام . لطفا به وبلاگ فضولباشی در بلاگ اسپوت سری بزنید . دو مطلب در بارۀ لزوم رعایت حجاب اسلامی و تعلل مسئولین را مطالعه فرمائید و نظر بدهید . و اما روی سخنم در این مطلب باکسانی است که به سبک اصولگرایی مدل رایحۀ خوشی میخواهند همۀ امکانات و سرمایه های مادی و معنوی و حتی تفکرات اشخاص در خدمت دولت دهم باشد . و برای رسیدن به این هدف از هیچگونه هتک حرمتی به اشخاص و ارگان ها دریغ ندارند . اینان غافل از آنند که ملت رنج کشیده و شهید دادۀ ایران ، تابع قرآن و پیرو اهل بیت علیهم السلام و شاگردان خمینی کبیر(ره) و رهروان خط ولایت هستند . بت ساختن و فردپرستی در نزد این مردم آگاه و بصیر بهر طریقی که باشد مردود است . احمدی نژاد تازمانی برای ملّت ایران عزیز است که راه قانون و خط ولایت را دنبال کند . اگر خدای نکرده مرتکب خطای نابخشودنی شود و از حمایت رهبری و مجلس که بقول امام راحل عصارۀ ملت است محروم شود ، هیچ فرقی با مطرودین نظام مقدس اسلامی نخواهد داشت . بی حرمتی به نوۀ امام در هر شرایطی نابخشودنی است . چرا که مورد تفقد قرار گرفتنش از سوی رهبری در مراسم سالروز ارتحال امام ، مشت محکمی بود بردهان معدود شعار دهندگان و مزاجمین وقت سخنرانی نوۀ امام . هرگز منکر این نیستم که ایشان بعد از ۲۲ خرداد سال گذشته راه خطا رفته و با سران فتنه معاشرت داشته است . ولی گوشزد و توبیخ خطای فردی چون سید حسن خمینی و یا هر فرد دیگری از بیت امام راحل (منسوبین نسبی) منحصراً با مقام معظم رهبری است ، نه هر مدعی دوستدار انقلاب و یا سایر مسئولین کشور ! بهتر است هرکسی جایگاه خود را بشناسد و بداند جاه و مقام در این کشور که متعلق به امام زمان (عح) است یک شغل موقتی است . و تاریخ در بارۀ اعمال هر کدام از مسئولین در آینده قضاوت خواهد کرد . بکوشیم تا ایران را آباد کنیم و به اقتدار برسانیم . نه اینکه برای تصاحب کرسی قدرت و مقام دنیوی ، همۀ ارزش های انقلاب را زیر پا بگذاریم و حتی توهین به نوۀ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را بر سر مزار جدّش حایز بدانیم . یه نظر من عمل شعار دهندگان روز چهاردهم خرداد بر علیه سید حسن خمینی کمتر از رفتار فتنه گران در عاشورای گذشته نیست . در این باب باز هم خواهم نوشت . ولی بیائیم دها کنیم که خداوند ما را از صراط مستقیم و عمل به احکام قرآن و حفظ خون شهدای عظیم الشأنمان دور نکند . و اسنوار و پایدار در راه تحقق آرمان های امام راحل در پشت سر ولایت فقیه فرزانۀ مان گام برداریم . انشاالله
سلام بر تو دوست عزیز . سلام بر قلم حدود چهار ماه غیبت داشتم . ولی به لطف خدا و تشویق دوستان آمدم تا بنویسم . دوستان و مومنین را شاد و دشمنان و دین ستیزان و وطن فروشان را به خشم آورم . برای اقتدار و جاودانگی ایران اسلامی تلاش کنیم . در دنیایی که جنایت های بی شمار آمریکا و انگلیس و رژیم غاصب و جعلی صهیونیستی و نوکران استکبار جهانی در پشت پرده های ریب و ریای حقوق بشری و دموکراسی مخفی می شوند و در دنیائی که دین ستیزی و وطن فروشی و رفتار های ضد ارزشی از ابزار تمدن غربی بشمار می آیند ، ما میخواهیم تمدنی را به جهان معرفی کنیم که در آن همدلی ، نوع دوستی و وحدت کلمه در زیر پرچم لااله الاالله نمایان است .
شهادت
دانشمند فیزیک هسته ای ایران ، استاد
متعهد دکتر مسعود علی محمدی تسلیت باد. دشمنان
کوردل ایران اسلامی با عملی ساختن نقشۀ
ترور وبه شهادت رساندن دانشمندان ایران
، فکر میکنند که رشد و بالندگی ایران را
میتوانند متوقف کنند .
به
قضاوت تاریخ ، ایرانی در هر شرایط زمانی
و مکانی حافظ ارزشهای علمی و فرهنگی و
ملّی خود بوده است و از زمانی که دین مبین
اسلام را پذیرا شد ، نه تنها پاینبدی خود
را به احکام دینی ثابت کرده ، بلکه در حفظ
حرمت قرآن و پیروی از خاندان عصمت و طهارت
گوی سبقت را از دیگر اقوام و ملتهای
مسلمان ربوده است .
در
قاموس ایرانی مسلمان و مسیحی و زرتشتی و
کلیمی هرگز فرصت دادن به دشمنان ایران
برای استیلا به سرنوشت ایرانی نبوده و
نخواهد بود .
ایرانیان
بی چون و چرا نوکران نظام سلطه مثل نیم
پهلوی و میبدی و نوری زاده و سروش و مهاجرانی
و سازگارا و همایون و.....وکمونیست
مسلک های خود باخته ، که ادعای ایرانی
بودن داشته و در آغوش اربابان سرمایه
دارخود به خوش خدمتی مشغولند هرگز از خود
نمیدانند .
سلطنت
طلب و کمونیست و منافق همه سر در یک آخور
دارند و از نظام کثیف سرمایه داری غرب و
رژیم غیرقانونی صهیونیستی ارتزاق میکنند
.
و
برای چند روز خوشی وراحتی دنیا و لذات
نفسانی با پولهای باد آوردۀ آمریکا و
انگلیس و رژیم اشغالگر قدس منافع و مصالح
ملی ایران را به پای اربابان پلیدخود می
ریزند .
بنا
براین نه تنها شهید استاد مسعود علی محمدی
، بلکه تک تک ایرانیان پاک نهاد برای
اعتلای نام ایران آمادۀ نثار جان خود
هستند .
برای
آرامش روح شهید استاد مسعود علی محمدی
صلوات و فاتحه ای نثار کنیم .
و
برای مبارزه با دشمنان وحدت ملی ایرانیان
واستقلال ایران اسلامی بپاخیزیم .
یا
حق
قانون
جرایم رایانه ای اخیراً
از سوی کار گروه تعیین مصادیق محتوای
مجرمانۀ قانون جرایم رایانه ای فهرست
جرایم رایانه منتشر شد .
به
نظر برخی این انتشار این فهرست یعنی اعمال
سانسور و دفاع از متخلفین حاکمیتی جمهوری
اسلامی ایران است .
کسانیکه
مخالف وجود قانون مبارزه با جرایم رایانه
ایدر ایران هستند همانهایی اند که عرصۀ
قلم و رسانههای کشور را جولانگاه خود
فرض کرده و باتفکرات افراط گرایانه و خود
محورشان انتظار داشته و دارند که هر آنچه
که مسطور میکنند مورد قبول عامه قرار
گیرد و اراجیف بافانی هستند که در طول نه
تنها ماه ها بلکه سالهای گذشته به عناوین
مختلف برعلیه نظام اسلامی ایران و مسئولین
آن قلم فرسایی کرده و یک مشت اباطیل در
فضای مجازی پخش کردهاند .
با
ملاحظۀ پنج مورد سر تیتر این فهرست باید
قبول کرد که دادستانی کل کشور در یک اقدام
کارشناسی شده دست به یک عمل ابتکاری و در
عین حال قانونمدارانه زده است و از طریق
اجرای این قانون خواسته دست یک عده مجرم
قلم به دست را دراینترنت و رسانههای
نوشتاری ببندد .
مواردی
که مشمول قانون جرایم رایانه ای میشوند
عبارتند از :
الف)
محتواي
عليه عفت و اخلاق عمومي
ب)
محتواي
عليه مقدسات اسلامي ج)
محتواي
عليه امنيت و آسايش عمومي د)
محتواي
عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي ذ
)
محتوايي
كه براي ارتكاب جرايم رايانه اي و ساير
جرايم بكار مي رود متن
کامل این قانون را میتوانید در قسمت ادامۀ
مطلب مطالعه کنید .
برای
مردم شریف ایران پوشیده نیست که بعد از
انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ،
دشمنان تمامیت ارضی و نظام اسلامی حاکم
برایران بر اساس یک برنامۀ از پیش تعیین
شده توسط نظام سلطه ، هجوم تبلیغاتی و
فرهنگی را آغاز کردند و در نهایت شعار های
خود رامرحله به مرحله و به تدریج ازضدیت
با دین و مذهب و سیاستهای کلی نظام به
سمت ساختار شکنی و هتک حرمت و بی احترامی
به مقدسات و ارزشها تغییر دادند و در عین
حال در هر تظاهرات غیر قانونی که برپا
میکردند ، ایجادتشنج ودرگیری و اغتشاش
در برنامۀ کاری شان قرار داشت .
در
این میان آقایان مهندس میر حسین موسوی –
مهدی کروبی و سید محمد خاتمی رئیس جمهور
اسبق ایران که به دلیل اعتراض به نتیجۀ
انتخابات و طرح موضوع تقلب در برگزاری
انتخابات سران معتریضین لقب گرفته بودند
بجای اعلام برائت از اغتشاش گران و محکوم
کردن پیامهای مداخله گرانۀ سران کشور
هایی مثل آمریکا و انگلیس و آلمان وفرانسه
و رژیم صهیونیستی سکوت پیشه کرده و ضمن
اینکه به ضدیت خود با توصیههای رهبری و
در خواست اکثریت قاطع مردم ایران ادامه
دادند بلکه با صدور پیام و بیانه هایی که
عمل اغتشاش گران را تلویحاً تأیید میکردند
حتی در برابر رفتار های آشوبگرانی که از
خارج دستور می گرفته و در داخل اجرا
میکردند سکوت پیشه کردند و بهمین خاطر
لقبشان به سران فتنه تبدیل شد .
البته
نباید از حق گذشت که سوق دادن این نفر به
سمت دشمنان ایران را اتخاذ یک سیاست غلط
رسانه ای صدا و سیما و بیتفاوتی دولت در
برابر ادعا های یک عده افراطی هوادار دولت
سبب شد .
همانگونه
که رفتار های یک عده که تصور میکردند
خادمین نظام هستند و در مقابله با معترضین
و دربطن آنها آشوب طلباندست به کار هایی
زدند که موجب خدشه دار شدن چهرۀ نظام
اسلامی شد ، مسئولین امنیتی و وزارت کشور
نیز با مسدود کردن راههای اعتراض به
معترضین و یکجانبه گرایی در رسانۀ ملی و
روزنامه های دولتی ، بهانه به دست دشمن
دادند تا به صف آرایی عناصر خود در بروز
اغتشاشات خیابانی بپردازند .
البته
تا جایی که مجالی باشدو خدایاری کند در
این وبلاگ در این موارد صحبت خواهد شد .
چون
در این پست هدف معرفی موضوع جرایم رایانه
ای بود فقط به این بسنده میکنم که گسیل
داشتن کلیۀ امکانات ارتباطی و اطلاع رسانی
و تبلیغاتی دشمنان در خارج برای پیشبرد
موضوع اعتراضات و انعکاس دادن اغتشاشات
بعد از انتخابات و تحریک جوانان بر علیه
نظام حاکمیتی ایران سبب شد تا عدهای از
اینترنت بر علیه ایران سوءاستفاده کرده
و برای رسیدن به اهداف خود هرآنچه دلشان
میخواهد در فضای مجازی اینترنت بنویسند
و منتشر کنند .
بنا
بر این لازم بود تا قانونی برای ممانعت
از سوءاستفاده ها و تفرقه افکنی ها در
اینترنت و رسانههای نوشتاری وضع و اعمال
شود .
که
دادستانی کل کشور این مهم را در چارچوب
قوانین موجود در ایران انجام داد .
و
اجرای این قانون را نباید در معنای سانسور
و پیشگیری از نقد تعبیر و تفسیر کرد .
منتقد
حرفش را بزند ولی توهین نکند .
مخالف
علت مخالفتش را بنویسد و منتشر کند امّا
با تحقیر و تمسخر و هتک حرمت این مخالفت
را بیان نکند .
علیهذا
اجرای این قانون را به فال نیک بگیریم و
آنرا گامی برای ایجاد وحدت و عاملی برای
منصفانه و مؤدّب نوشتن بدانیم .
برای
رساندن ایران به قّلههای افتخار و اقتدار
و استقلال همگان را به اتفاق و دوستی و
رفع کدورتهای سیاسی دعوت میکنم .
گاهی
اوقات ناچار میشوم به جای نظم و ترتیب
دادن به مطالب وبلاگ و دنبال کردن یک موضوع
در پست های بعدی ، رو به پاسخگویی به بعضی
سوألات و یا سوءتفاهماتی که برای بعضی
پیش آمده بپردازم .
علیرغم
اینکه بصورت آشکار مواضع نویسنده در وبلاگ
معلوم است ، باز هم عدهای پیدا میشوند
تا به نوعی عصبانیت و عناد خود را از طریق
طرح سوأل و یا فحاشی مستقیم بخاطر نوشتههایم
بیان کند .
و
یا اینکه دوستانی از روی دلسوزی مرا از
طرح بعضی مسائل و مشکلات اجتماعی باز
دارند .
این
را باید فهمید که یک انسان در بیان عقاید
و اعتقادات خود و ادای وظیفه در راستای
امر به معروف و نهی از منکر و ارائۀ
پیشنهادها و اخذ ارشادات در جت اصلاح
ذهنیاتش باید آزاد باشد .
ولی
متأسفانه عدهای نه تنها دوست دارند که
فقط ذهنیات و سلایق خودشان در جامعه
پذیرفته شده باشد ، بلکه هیچ تمایلی به
شنیدن و خواندن نظرات مخالف و تحمل و تفکر
در بارۀ خلاف نظریاتشان را نداشته و اصرار
به حذف و خارج کردن طرف مقابل از صحنه را
دارند !
در
زمان حاضر بدعت گذاری ، تحمیل سلیقه و فکر
، اصرار به قبول یک تئوری خاص ، دفع مخالف
به طرق گوناگون ، در بین یک عده از خواص و
طرفداران دولت دهم متداول شده است .
من
همیشه بع مبارزۀ فرهنگی با افراط گرایان
و متحجرین ، بدعت گذاران تأکید داشتهام
.
چرا
که افراط ، بازگشت به گذشته های دور ،
تحمیل سلیقه ها و تفکرات شخصی در لباس دین
، تحریف مباحث دینی ، موجب گمراهی جامعه
و پیدایش فرقه های منحرف میشوند .
یهائیت
، وهابیت ، شکلگیری گروههای تروریستی
و حاکمیت طلب امثال طالبان و القاعده حاصل
تقویت تفکرات و ایدههای افراطی از طرف
دولت هایی مثل عربستان و پاکستان و نفوذ
انگلیس و آمریکا در بین قبایل و اقشار
جوامع بی سواد منطقۀ خاور میانه است .
و
حتی رشد تفکرات مادی و ضد اعتقادی مثل
کمونیسم و سکولاریسم و لائیک و فمینیسم
و … از نا آگاهی افراد جامعه از مکاتب
دینی نشأت میگیرند .
آیا
غیر از این است که نبود یا کمبود تضارب
اندیشههای منتقدین و خردمندان
جامعه و بیان نکردن واقعیتها در رسانههای
جمعی موجبات توسعۀ یک تفکر غلط را در جامعه
فراهم می سازند ؟ نبودن امکان مناظره و
مباحثه در جامعه ، جرأت نداشتن صاحبان
اندیشه در بیان نقد های خود ، و گرفتن قدرت
تفکر از افراد با سواد ، شیوههایی هستند
که از سوی قدرتمندان و طراحان سیاستهای
حاکمیتی (
از
جمله جنگ نرم و القای اندیشههای سلطه
گرایانه در قالب جملهها و واژههای
عامّه پسند )
باعث
تنزل و تحریف افکاردر یک اجاماع میشوند
.
در
هر جا که عقل و منطق ساقط میشود ، زور
گویی و بدعت های جاهلانه و خرافات رشد
میکنند .
کاری
که سلطه طلبان و استعمار گران در یکی دو
قرن گذشته در کشور های آسیائی و آفریقائی
و آمریکای لاتین اعمال کردهاند .
چرا
کسی در جامعۀ آمریکا بصورت علنی در برابر
طراحان «جنگ
تمدنها»
که
در مقابل طرح پیشنهادی ایران با نام
«گفتگوی
تمدنها»
ارائه
دادند اعتراضی نکرد ؟ چرا در اروپا و
آمریکا آنان که مدعی آزادی بیان هستند در
برابرمحاکمۀ دانشمندان و مورخین و فیلسوفان
که مسألۀ رژیم عاصب صهیونیستی را بهر
طریقی زیر سوأل بردند ، مقاومتی از خود
نشان نداده است ؟ شکستن قلم و ممانعت از
نشر آزادی بیان و اندیشه ، از طرف خود
مدعیان حقوق بشراعمال میشود .
و
آنگاه فریاد حرکات ضد حقوق بشری بر سر
ایران میکشند !!
اشغالگری
، کشتار مردم بیگناه و بیدفاع ، بسط
تروریسم ، تصویب قانون آزادی شکنجه و
تأسیس زندانهای مخوف ، دخالت در امور
داخلی کشور ها ، کار همیشگی آمریکا و
متحدانش است .
انوقت
کشور های جهان سوم را همیشه زیر شدید ترین
انتقاد ها میگیرند !
دشمنی
استعمارگران با انقلاب اسلامی ایران بی
راه نیست .
آنان
خوب میدانند که انقلاب ایدئولوژیکی و
سیاسی ایران نه تنها باعث بیداری مردم
سایر کشور های مسلمان شده ، بلکه در کشور
هائی که مردمش مسلمان نیستند نیز اثر گذار
بوده است .
مردم
جهان اکنون به دنبال کسب آزادی و استقلال
کشور خود هستند .
ملل
جهان نمیخواهند در زیر دست بیگانگان و
مطابق میل قدرتهای سلطه گر زندگی کنند
.
بنا
برآنچه که ذکر شد ، وظیفۀ هر انسان آزاده
و آزاد اندیش دفاع از مبانی انقلاب اسلامی
است .
رهبر
معظّم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه
ای ، بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری
ایران ، به امّت اسلامی برای تشخیص حق و
باطل درمسائل ایران ، بصیرت و تعقل را
توصیه فرمودند .
چون
درک حقیقت و پی بردن به اهداف و مقاصد
دشمنان ایران نیاز به یک دیدگاه روشن و
خود بیدار دارد .اگر
پایههای نظام اسلامی ایران بر اصول برحق
قآنی استوار نبود ، هرگز خردورزی و بالا
بردن بینش سیاسی و آگاه شدن جامعه از نحوۀ
فعالیتهای دشمنان ایران مطرح نمیشد
.
البته
ذکر این نکته لازم است که اشتباه کاری –
افراط گرائی و خود محوری اشخاص را نباید
به حساب انقلاب و اسلام وحاکمیت نظام
اسلامی گذاشت .
حمله
به اجتماعت مخالفین با سیاستهای دولت
و معترضین به نتیجۀ انتخابات در مساجد و
حسینیه ها و دانشگاهها – هتک حرمت اشخاص
– تحقیر کسانی که در تفکرات خود سلایق و
سیاستهای دولت را نمی پسندند ، کار درستی
نیست .
همانگونه
که دادن شعار هایی بر علیه ارزشهای ملّی
و مذهبی و انقلابی و ساختار شکنی درشعار
های مخالفین کار عقلانی نمی باشد !
(البته
حساب اغتشاش گران وآنارشیست های عامل
بیگانه از معترضین جداست)
.
هرج
و مرج و آشوب را هیچ مدیر اجتماعی از هر
طرف که باشد توصیه نمیکند .
بلکه
این نوع رفتار ها هر کجا مشاهده شد معلوم
میشود که دشمنان حاکمیت و امنیت کشور ،
برای پیشبرد اهداف خود ، نیاز به یک جامعۀ
نا امن دارند تا بتوانند با به ستوه آوردن
افراد جامعه و خسته کردن آنان در دفاع از
حاکمیت ملّی خود ، مردم را وادار به عقب
نشینی و دستگاه حاکمه را مجبور به تسلیم
در برابر خواستههای خود کنند .
سرکردگان
همین هرج و مرج طلبان اگر روزی به مقاصد
خود دست یابند ، هرگز اجازۀ یک اعتراض
ساده را به طرف مقابل خود نخواهند داد .
بر
این اساس هم باید هدف و مقصود دشمنان ایران
و اسلام ستیزان را شناخت و نقشه هایش را
با عقل و منطق نقش بر آب کرد .
همۀ
کسانی که مطرود ملت بزرگ ایران بودهاند
در داخل و خارج گرد هم آمدهاند تا با
حمایت های مالی و تکنیکی آمریکا و متحدان
اروپائی و نوکران سرسپرده ای چون بعضی از
حکام عرب و رژیم غاصب وغیر قانونی صهیونیستی
، انقلاب اسلامی ایران را که عامل بیداری
ملّت های جهان شده از پای درآورند .
افرادوابسته
ای چون عبدالکریم سروش – مهاجرانی – محسن
مخملباف – محسن سازگارا – علیرضا نوری
زاده – محسن کدیور و...
باید
در رسانههای جمعی به ملت ایران شناسانده
شوند .
آنچه که من نوشته ام نظرات شخصی خودم است . بنا براین بعضی عا بجای فحاشی ، اگر حرفی منطقی دارند بنویسند تا بهره ببرم و اگر هم اشتباهی در عقیده ام راجع به مسائل اخیر وجود دارد اصلاح کنم . کسانی که مرا می شناسند و یا محتویات وبلاگم را خوانده اند خوب می دانند که با تهدید چند خود فروخته و عامل اجنبی و یا افراط گرای داخلی من از میدان در نمی روم . قبلاً این را کمونیست ها و سلطنت طلب ها آزموده اند . و اما پاسخ چند فحاش بی ادب را مؤدبانه در همینجا میدهم : 1 - ولائی بودن - در راه قرآن حرکت کردن - دفاع از ارزش های مذهبی و ملّی - صداقت در کلام و .... همواره شیوۀ من در نوشتن موضوعات این وبلاگ بوده و خواهد بود . و هرگز ملاحظه کاری و مصلحت اندیشی برای خود شیرینی در نوشته های من راه نداشته و نخواهند داشت . 2 - من خود به خیلی از موارد رفتاری و سلیقه ای آقای احمدی نژاد نقد دارم ولی در عین حال با توجه به سمت ایشان و بنا به نص صریح قانون و توصیه های رهبری سعی می کنم که هتک حرمت و شکستن حریم ادب را در مورد رئیس جمهور کشور را به حد اقل برسانم . و در عین حال آنچه که خطاب به ایشان در پست های فبلی نوشته ام حرف دل خودم بوده و هنوز هم نسبت به توسعۀ افراط گرایی در دورۀ خدمت ایشان و سانسور و فیلترنگ های سلیقه ای ، و سیاست های اقتصادی و فرهنگی دولت نهم و دهم انتقاد دارم . بنا براین کسانی که فکر می کنند من در خدمت تفکرات احمدی نژادی هستم سخت در اشتباهند . من فقط در خدمت تفکرات و توصیه های رهبری گام برمیدارم و به به این شیوه ام مفتخرم . 3 - با توجه به بیانات حکیمانۀ رهبری در حوادث اخیرحساب معترضین به نتیجۀ انتخابات را هرگز با عمّال بیگانه که دست به تخریب و آشوب می زنند یکی نمی دانم ولی روش سران معترضین را دشمن پسند و غیر عقلانی و لجوجانه و خارج از عرف سیاست و در نظر داشتن مصالح ملّی کشور محسوب می کنم . 4 - هرگز چنین استنباطی نداشته و ندارم که اوضاع فعلی منحصراً از جانب معترضین بوجود آمده ، بلکه مجریان و هواداران افراطی رئیس جمهور نیز در پیش آوردن این اوضاع و دادن بهانه دست دشمنان ایران و نظام اسلامی و ضد انقلاب داخلی بهمان اندازه مقصرند . و آسیب ها زمانی بر جامعۀ ایران وارد می شوند که از سوی نخبگان و دلسوزان نظام و بالاخص دستگاه اجرائی به برخی از توصیه های رهبری کم بها داده می شود . 5 - حوادث عاشورا بی چون و چرا از خارج هدایت شده و سه فراری و مزدور انگلیس و آمریکا یعنی علیرضا نوری زاده و محسن مخملباف و محسن سازگارا بدستور سیا و انتلیحنت سرویس از طراحان آشوب و بلوای عاشورای امسال بوده اند . 6 - بزرگترین خطای سران معترضین این بوده که در برابر حمایت های سران نظام سلطه و بیانیه های دشمنان خارجی و سرکردگان ضد انقلاب و سر سپردگان داخلی و خارجی موضع شفافی نگرفته و از آنها تبری نجسته اند . و سکوتشان در مداخلات اوباما و سارکوزی و مرکل و براون و نتانیاهو در امور داخلی ایران و حمایت سلطنت طلبان و کمونیست ها و منافقین از اعتراضات و اعتشاشات شبه انگیز و معنی دار می نماید . با امید به این که دوستان و کسانی که لطف کرده و مطالب مرا در این وبلاگ و یا هر جای دیگر می خوانند و انتقادی به نوشته ایم دارند با رعایت اصول و شئون نگارش و ادب رهنمونم باشند . التماس دعا دارم .
آقای موسوی : بیانیه ای را در تاریخ 1388/10/11 صادر کردید . ولی دیر هنگام و با ایما و اشاراتی که مجال تفسیر های منفی به دشمنان ایران داد . شما سری به سایتهای «رادیو فردا » و «بی بی سی» و «وی . او . آ » و «دویچه وله» و.... بزنید تا منظور مرا بفهمید . باری .. بیانیه ای است که لا اقل در آن به مطرود بودن گروهک منافقین و محکوم بودن تحرکات روز عاشورا اشارتی رفته است . و همچنین بر باور شما به اسلام و آرمان های امام راحل حکایت دارد . ولی تازمانی که پاسخ سوألاتم را نگیرم ، من و امثال من نمی توانیم دلگرم به وجود شما در جمع خواص نظام باشیم . ولی در این حد هم که با پیشنهادات تان برای برون رفت از بحران اجتماعی و سیاسی داخلی ایران ، خودرا علاقمند نشان داده اید جای امید واری است که بتوان مشکلات پیش آمده را از پیش روی برداشت . و بالاخره این نظر مقام رهبری است که فصل الخطاب است و می تواند شما را در دید عامۀ مردم ایران مقبول جلوه دهد . در این قضایا من مجریان دولتی را بی تقصیر نمیدانم و اگر در این نوشته ها تابحال چیزی ننوشته ام برای این بوده که بدواً موضع شما و هوادارانتان برایم روشن شود و سپس بپردازم به علل رشد و ابراز وجود افراط گرایان و نقش مجریان دولت در بحران سازی های اخیر !! چرا که صداقت لازمۀ گفتار های عمومی و قضاوت عامه بهترین محک در صحت وسقم نظرات و تراوشات ذهنی نویسنده است . من باز برای دریافت پاسخ سوألاتی که در ذهن هر ایرانی است اصرار دارم . و همانگونه که گفتم در صورت عدم دریافت جواب لازم ، مجبورم با تفسیر به رأی برای آن سوألات پاسخی بنویسم و خود را قانع کنم که درستی جواب هایم و راهی که شما بعد از انتخابات ریاست جمهوری نتخاب کردید همان هایی است که در مدت قریب به هفت ماه گذشته در دریائی از حدس و گمان ها در ذهنم غوطه ور بودند .
آقایان محترم : آیا شایسته بود که با نام سران فتنه مورد خطاب رسانه ها قرار گیرید ؟ آیا واقعاً ارزش داشت که بخاطر لجاجت بیجا و با تحریک رقیب خود سابقه و خوشنامی خود را هزینه کنید ؟ پست و مقام دنیوی چقدر در نظر شما ارزش داشت ؟ معنی مردم دوستی و قانونگرائی این بود ؟ ولایتمداری شما منحصراً در احقاق خواسته هایتان نهفته بود ؟ سکوت در برابر اظهارات سران آمریکا و انگیس و رژیم صهیویستی و اظهارات خود فروختگانی چون نوری زاده و سازگارا و مخملباف و از همه بالاتر هتک حرمت باصطلاح هوادارانتان در روز عاشورا چه معنی می دهد ؟ برای این سوألات یا خودتان پاسخ دهید یا اینکه بانتظار پاسخ خودم به صورت یک تفسیر بر پست بعدی باشید . آقای مهندس موسوی : برای رأیی که به شما دادم حیفم می آید و خودم را در برابر امام (ره) و رهبر و شهدا و جانبازان و آزادگان و فرزندان آنها ، شرمنده احساس می کنم . این تنها من نیستم . بلکه اکثر سیزده میلیون نفر ایرانی که دل در گرو اسلام و ایران دارند و آراء خود را به نام شما در صندوق ها ریختند ، احساس مرا دارا هستند . آیا شما واقعاً به نفع ایران و هموطنانت قدم برداشته و برمیداری ؟ میدانی در عرصۀ بین المللی و انظار عمومی به عنوان یک اسلام ستیز و دشمن نظام اسلامی شناخته شده ای ؟ تو و کروبی با این موضع گیری های غیر اصولی و احمقانۀ تان هرگز نخواهید توانست عنوان قهرمان ملّی را بخود بجسبانید . شما و طرفداران توبه نکردۀ تان منفور ابدی ملت ایران خواهید بود . و این را آینده ثابت خواهد کرد . امام حسین علیه السلام و ابوالفضل العباس سلام الله علیه پاسخ هتک حرمت وکردار های جنایتکارانۀ روز عاشورای امسال شما و طرفداران مذهب ستیزتان را خواهند داد . گرچه پاسخ خود را با حضور میلیونی مردم غیور و مسلمان ایران در اعتراضات گسترده درهمین یکی دو روز اخیر گرفته اید . فضولباشی همین دو تصویر گویای همۀ جنایات طرفداران نادان و خود فروختگان جنبش باصطلاح سبز است
طرح مسالۀ تقلب در انتخابات و پافشاری بر آن از یک سو و همسویی با سران استکبار و تحریک عده ای فریب خورده و افراد ساده لوح و ورشکستگان سیاسی و ..... از سوی دیگر موجب شکست سکوتم شد . آقایان محترم : شما را چه شده است ؟ مگر خودتان تأکید بر قانون اساسی و اجرای قانون نمی کردید ؟ حال شمارا چه شده که از روی لجبازی و عناد تمامی مصالح کشور را برای دو روز پست ریاست زیر پا گذاشته اید ؟ باشد مخالفت کنید !! ولی این مخالفت و اختلاف داخلی را چرا طوری مطرح ساخته اید که موجب سوء استفادۀ دشمنان ایران بشود ؟ من هم میگویم احمدی نژاد یک جور حرف میزند و جور دیگر عمل می کند . و همه می دانند که اوضاع اقتصادی کشور روز بروز بد تر می شود . ولی در شرایطی که در انتخابات ریاست جمهوری ( حال با هر ترفند و زیرکی که بکار برد ! ) برنده شده ، وظیفۀ آحاد ملت بر اساس قانون اساسی و عرف ملّی حمایت و مساعدت در پیشبرد امور جاری کشور است . قانونی که شما شعارش را می دهید این را می گوید . حال اینها به کنار . باور می کنیم که شما احمدی نژاد و دولتش را قبول ندارید . آیا نسبت به ولی فقیه نیز بی تعهد هستید ؟ ولی فقیه که سخنانش فصل الخطاب مردم ایران است ،ضمن تصریح بر انتخابات بنا بخواست شما دستور رسیدگی صادر کرد . چرا در رسیدگی به صحّت برگزاری انتخابات شما دو نفر بهانه آوردید و از حضور در محل شورای نگهبان امتناع کردید ؟ تمامی اینها پیش کش شما . چرا حتی یک بیانیه در خصوص تقبیح و مردود شمردن مداخلۀ دولت های بیگانه درامور داخلی ایران ، که شما خود بوجودآورندۀ جریانات بودید ، صادر نکردید ؟ چرا وضعی را پیش آوردید که عناصر دشمنان خارجی با استفاده از نام شما ، اموال عمومی را به آتش بکشند و امنیت اجتماعی کشور را به مخاطره بیندازند ؟ اکنون همۀ کشور با هشدار های رهبری و بانگرشی ژرف به اعمال شما دو نفر حتم دارند که سیاست شما و اندیشۀ شما منحصراً برای رسیدن به حاکمیت و قدرت سیاسی بوده و هست . تا دیر نشده از ملّت شریف ایران حلالیت بطلبید و باعذر خواهی از رهبری خودتان را در جرگۀ خودی های انقلاب و از محرمان نظام اسلامی در بیاورید . وگرنه فردا دیر است . در این باره در پست های بعدی باز هم خواهم نوشت .
در برنامۀ 90مُرده ، مُرده شوی را شست برکسی پوشیده نیست که برنامۀ تلویزیونی 90 با اجرای عادل فردوشی پور، یکی از پر بیننده ترین برنامه های شبکۀ سه (شبکه جوان) سیماست . کاری ندارم که عادل خان نیز گاهاً با کلام خود بعضی از مصاحبه شوندگان را بصورت آشکار تخریب می کند!! ولی کلاً مجری و گزارشگر توانائی است . از مُحَسنات برنامۀ 90اینست که با زیر ذره بین بردن رفتار بازیکنان و کادر فنی تیم ها و تماشاچیان ، خطا ها و رفتار های ناشایست رادر استادیوم ها به حداقل رسانیده است . در برنامۀ 90مورخۀ 16/9/1388موضوع خنده داری روی داد . در حالیکه هفته هاست در کارشناسی داوری بازی ها کارشناسان اشتباهات داوری را به نفع تیم اصفهانی سپاهان اعلام میکردند فردی بنام بصیرت که گویا سرپرست تیم سپاهان است به آقای فنایی ، اشکال داوری گرفته و خطای بازیکنان تیم سپاهان را نه تنها منکر شد بلکه بازیکنان تیم حریف را مقصر دانست . این درحالی بود که آقای فنایی تأکید به عدم مداخلۀ بصیرت به مسائل داوری داشت و بصیرت نیز میخواست بفهماند که پشتش در باشگاه سپاهان چنان گرم است که اگر لازم باشد جواب کمیتۀانضباطی و رئیس فدراسیون فوتبال را نیز می دهد . هرچند که رئیس فدراسیون فقط عنوانی دارد و همۀ مسائل فوتبال ایران در دست خودکامه هائی چون تاج و عزیزمحمدی است . و چه بسا که آقای بصیرت از وجود همشهریش آقای تاج ، نایب رئیس فدراسیون فوتبال سود می برد . بهر حال بهتر است آقایانی که با رسانه ها مصاحبه و یا در رسانۀ ملّی صحبت می کنند ، ضمن توجه داشتن به حیطۀ کاری خود ، تخصص خود را نیز در نظر بگیرند و بقول معروف کاری نکنند که شنوندگان و بینندگان بگویند : در فلان برنامه مُرده ، مُرده شوی می شویَد .
با کمال تأسف آیت الله منتظری دار فانی را وداع گفت . دستور مقام معظم رهبری برای برگزاری تشییع جنازۀ در خور شأن ایشان و تدفین در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها بیانگر وجود عطوفت و گذشت ، تحمل ، و رعایت مصالح اسلام و نظام اسلامی در تفکرات و ذات مسئولین نظام است . بنا بر این آنچه که رسانه های استکباری و معاندین و مخالفین نظام اسلامی در بارۀ مسائل داخلی ایران و حقوق بشر در بوق و کرنا کرده اند ، لاف زدن های رسانه ای با هدف تخریب چهرۀ نظام اسلامی ، بیش نیست . بنظر می رسد که در این باره این روزها مطالبی فریبنده از سوی بیگانگان و تمامی خواهان جنبش سبز منتشر شود . در این صورت اهل قلم متعهد باید آماده برای پاسخگویی باشند . ضمن عرض تسلیت به بیت محترم آیت الله منتظری و مقلدین ایشان ، انشاالله عروج این عالم ربانی موجب نزول رحمت همدلی و وفاق بر مردم شریف و فهیم ایران گردد . فضولباشی
بنام خدا ...................................................................................... آنچه که در مورد ورزشکاران کاراته کای زن ایرانی در آلمان اتفاق افتاد این بود که برای کسب مجوز حضور در مسابقات بین المللی کاراته بنا به درخواست برگزارکنندگان مسابقات و موافقت سرپرستان تیم اعزامی ایران ورزشکاران دختر ایرانی حاضر به کشف حجاب شدند . این دختران جوان و نو جوان مقصر نیستند . مقصر اول مدیران مدارس و خانوادۀ انها بدلیل عدم ارشادشان به مسائل دینی و بعد سرپرست کاروان و فدراسیون ورزش های رزمی کشور یا همان فدراسیون کاراته است . حال روی سخن با آقای احمدی نژاد این حامی علی آبادی و منتصب سعیدلو است . آیا وقت آن نرسیده دست از عناد برداشته و ورزش کشور را در اختیار ورزشکاران و پهلوانان و افتخار آفرینان ایران قرار دهید و همرزمان و رفقای خودتان را در امور غیر ورزشی بکار گیرید ؟ بالطبع در صورت اهمال و تسامح از سوی رئیس جمهور ، ملت ایران با پشتیبانی سلسلۀ معظم روحانیت و در صدر آنها رهبر معزز و مکرّم انقلاب اسلامی و نمایندگان خدوم مجلس شورای اسلامی ،اجازۀ یکه تازی و فعالیت ، به بی مکتب های مکتبی نما و پامال کنندۀ ارزش های مذهبی نخواهندداد.......................................... . ................................................................................................ فضولباشی
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر آدم و عالم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است ؟ عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت ، عید حقانیت تشیع علوی بر مسلمانان مبارک باد . با پوزش از وقفه ای که در نوشتن مطالبم در وبلاگ پیش آمد ، اگر بقای عمر و تداوم نفس کشیدن را خالقم بر من مقدر کرده باشد امید وارم بر آنچه که پابندم و بر خود وظیفه ای شرعی و ملّی میدانم در استمرار تحریر وبلاگ کوشا باشم . از دوستان التماس دعا دارم . فضولباشی
سلام . گاهاً در گردش اینترنتی به مطالبی بر میخورم که جواب دادن به آنها را بالاتر از یک وظیفۀ شخصی ، بلکه یک تکلیف دینی و میهنی میدانم . علیهذا از آن مطالب نسخه برداری کردم و در صورت شمول الطاف ایزدی بر این بندۀ حقیر و بودن فرصت یک یک آنهارا بطور جداگانه مطرح خواهم ساخت . مطالبی که در آینده در بارۀ آنها جوابیه ای خواهم نوشت عبارتند از : جامعه شناسی ، سکولاریزم ، تجزیه طلبی در ایران ، سیاست در بعد از انتخابات ، بهائیت و بهائیان دوستانی هم که مایل هستند بامن در تنظیم و تشریح جوابیه و طرد هرگونه تفکر انحرافی در بارۀ موضوعات فوق همکاری کنند بوسیلۀ ایمیل یا بخش نظرات وبلاگ با من در تماس باشند . التماس دعا دارم .
پاسخی به : تبار شناسی جریانات سیاسی (2) در وبلاگ مهستان سلام دوست من علی آقا . با تشکر از شما باتوجه به آنچه که در قسمت دوم تبار شناسی جریانات سیاسی نوشته اید چنین استنباط می کنم که بنظر شما وحدت کلمه در ایران یعنی پذیرش مفهوم وادراکی که یک گروه یا حزب به حاکمیت رسیده ، بصورت تحمیلی به جامعه القا’ می کند . و بقول خودتان چنان دوام و بقائی هم ندارد . در اینصورت برای مقابله با چنین بدعت های ابداع شده از سوی عده ای حاکمیت طلب ، بایستی به فرهنگسازی و آموزش تفکر روی آورد . و این بر عهده من و شما و دوستانی است که در عرصه فرهنگ فعال هستند . بجای یاد دادن فکر دیگران باید طرز درست فکر کردن را در جامعه رواج داد . یعنی طوری باشد که قرآن کریم توصیه می کند . سخنان را بشنویم و بهترینشان را انتخاب کنیم . و این انتخاب نیاز به درست اندیشیدن دارد . حال با در نظر داشتن آنچه که شما در نوشتۀ خود از سه نوع وحدت نوشته اید به این نتیجه میرسیم که برای گریز از وحدت موقـّتی که حاکمیت برجامعه تحمیل می کند و وحدتی که مسائل بیرونی و درونی جامعه به افراد تزریق می کند و نیز وحدتی که باتفکرات و خواسته های خود ساخته ایم ، می بایست به وحدت قرآنی و ایدئولوژیکی روی آوریم . و با اعتصام به حبل الله به وحدت کلمه برسیم . همان وحد تی که امام راحل همگان را به آن توصیه میفرمودند . حُسن و مزیـّت وحدت کلمه بین امّت اسلامی و پیروان ادیان الهی ، عمل به احکام قرآن مجید ((که ما به کامل بودن دستورات خالق برای بهتر زیستن بندگان در قرآن کریم)) اعتقاد داریم ، در این است که بجای دنباله روی از زاییدۀ فکر بندگان که حتما دارای خطاها و لغزش هایی هستند و منبعث از پیروی آنان از فرهنگ و دیدگاه خاص است ، از قوانینی اطاعت می کنیم که در اصالت و صحت آنها خللی نیست . و اگر چنین شود عزای پیروان فرهنگ و مکا تب غرب را شاهد خواهیم بود . دموکراسی بزعم غربی ها یعنی : دنیا برای هشت کشور قدرتمند جهان و بندگی در برابر سیاست های دیکته شدۀ آنان . اشغالگری ، قتل و جنایت ، شکنجه ، غارت ثروت های ملل جهان ، تحمیل روش های کشورداری وحتی فرهنگسازی برای دیگران و اطاعت بی چون و چرای سایرین از آنان ، دموکراسی ایده آل غرب است . وسکوت دربرابرقلدریهای آنان یعنی متمدن بودن وحقوق مدنی انسان را ارج نهادن . جدا شدن انسان ها از خالق و فراموش کردن روز قیامت و بندگی برای مستکبرین با پی ریزی یک حکومت لائیک و سکولار و جدا ساختن مبانی اعتقادی و ایدئولوژیکی از جریان زندگی روز مرّۀ اجتماعی . در این حالت نیز دنیا به وحدتی دست می یابد که حاصلش بنام بشریت و بکام نظام سلطه خواهد بود . بنابراین متوجه می شوید که در جریان حیات بشر تنها عامل وحدت تمسک به فرمان خداست . آنوقت است که عدالت و رفاه اجتماعی قابل تأمین است . حال چرا و به چه عللی جامعۀ ایران بعد از بیش ازسی سال ادعا برعمل به مبانی اسلامی قادربه ایجاد چنین وحدتی نشده ؟ جای بحث فراوان دارد . و اگر روزی میخواهیم که از نسل ششم و هفتم انقلاب یه بعد ، به چنان وحدت مورد نظر قرآن دست یابند ، باید دستگاه های فرهنگی کشور را از سیاسی کاری دورکنیم و فعا لیت آنها را به فرهنگ سازی بیطرفانۀ ایدئولوژیکی سوق دهیم . وگرنه اصولگرائی و اصلاح طلبی وطنی قادر به تحکیم مبانی وحدت اجتماعی نبوده و جامعه ایران را به تفرقه و دو دستگی سوق خواهند داد . و من به جسارت میگویم که هردوی اینها شعار می دهند وشعور ایجاد وحدت ندارند . حتی اینان هرکدام به نوعی با سردادن شعارولایت فقیه براساس مبانی فکرخود ، هیچ یک درخط ولایت نیز قرارندارند . نمونه های فراوانی را میتوان از هردو دسته ارائه داد . که این نوشته را مجال طرح آنها نیست . حال با توجه به آنچه که گذشت آیا ایجاد وحدت بین ایرانیان جز از خداترس بودن و تمسّک به اسلام ناب محمدی توسط مسئولین نظام و بویژه رؤسای سه قوّه ومدیران اجتماعی و شناساندن اسلام واقعی به جوانان ایران راه دیگری دارد ؟ نوشتۀ علی آقا در ادامه مطلب درج شده است
بسم ربٌ الشٌهداء والصدٌیقٌین
دشمنان کور دل اسلام ناب محمٌدی و ایران مقتدر دیروزدرشهر سرباز سیستان و بلوچستان دست به جنایتی دیگر زدند . هرچند در این مورد چشم طرفداران حقوق بشر آمریکائی و منادیان دموکراسی کور و گوششان کر است ولی ملٌت بزرگوار ایران با الهام از تعالیم قرآن کریم با درایت و درک موقعیت کشور ، اینبار نیز نقشۀ شوم صهیونیزم و استکبار در ایجاد تفرقه بین مسلمانان و تجزیۀ میهن اسلامی را نقش بر آب خواهند ساخت . بلوچ دلاور ایرانی دوست و دشمن خود را بهتر از هر کسی می شناسد . و خادمین و خیرخواهان مخلص خود را از دوست نماهای روباه صفت و فریبکار تمیز می دهد . و خون شهدا نیز ضامن بقای وفاداری ملت ایران اعم از کرد و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن و .... نسبت به ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی است . اینجانب ضمن عرض تسلیت و تعزیت به خانواده های مکرٌم شهداوملٌت شریف ایران از خداوند متعال سربلندی ایران و ایرانیان را خواهانم .
بنام خالق يكتا با سلام به علي آقا . برادر جان در انتهاي موضوعي كه در وبلاگ مهستان
تحت عنوان « تبار شناسي گروه هاي سياسي و اجتماعي ايران » انتخاب كرده اي چنين
نوشته اي : « توضیح: برخی قسمتها بدلیل امکان
ایجاد سوئ تفاهمات و توهین به برخی شخصیتها توسط خودم حذف شده » . بنابراين جا داشت
كه اولاً گروه هاي سياسي را تفكيك و معرفي نموده و سپس منبع اين نوشته رامعلوم
ميكرديد . اگر يادتان باشد من در قسمت نظرات وبلاگ شما نوشته بودم كه در حال حاضر
برماست كه بجاي ايجاد تنش ، تنش زدائي كنيم . اين بدين معنا نيست كه واقعيت هايي
مثل قطع پيامك ها در زمان انتخابات ، تداوم فيلتر سايتهاي مخالف نظرات دولت نهم «
و به تبع نتيجۀ انتخابات 22 خرداد 1388 ، دولت دهم » ، توقيف روزنامه هاي طيف
مخالف ، دروغ پردازي هائي كه نمونۀ آن توقيف روزنامۀ متعلق به آقاي كروبي و اعلام
نظر آقاي مرتضوي مبني بر وجود اشكال در چاپخانه ، بدون تكذيب بعدي ، انكار اقدام
به ضرب و شتم بازداشت شدگان ( وقتي مصدوم كردن بازداشتي ها با هدف اذيت و عذاب
جسمي در جهت زهر چشم گرفتن از مردم بوده « و بمنظور اخذ اقرار و اعتراف نباشد»
نميتوان نام شكنجه به آن داد) و ..... را
كتمان كرد . اين خصايصي كه شما از آنها در نوشتۀ تان ياد كرده ايد همه مشمول حال
نئو ايده آليست ها يا همان مدعيان دروغين اصولگرائي است . كساني كه از روي جهالت ،
تحت عنوان دفاع از نظام و اسلام دست بهر كاري ميزنند و حساب اغتشاش گران و مزدوران
بيگانه را با معترضين به نتيجۀ انتخابات
يكي ميدانند و براي سركوب معترضان و خاموش كردن صداي مخالفان دولت احمدي نژاد از
جنايت و كارهاي فراقانوني و خود محورانه دريغ نمي كنند و مي خواهند از بندۀ خدا
احمدي نژاد بتي بسازند كه ديگر خدارا هم بندگي نكند . اقتدار گرايان مسلمان نما
حتي به پيشنهادات رهبري نيز توجهي نداشته و براي خود خط قرمزي قائل نيستند . اينان
مي خواهند مديران اصلي انقلاب را يا باخود همراه سازند ويا اينكه با ترور شخصيت و
تحقير بعضي از مهره هاي انقلاب و ياران امام راحل ، آنها را از صحنة مديريت كلان
كشور حذف و قدرت و حاكميت مطلق در ايران را بدست آورند . حتماً فيلم دادگاه اشخاص
سياسي طيف مخالف را ديده ايد . آوردن متهمان با دمپائي و لباس راحتي به دادگاه و
نشان دادن آنان به مردم ، بخيال خود خواسته اند از اين سياسيون و مخالفين دولت كه
چند نفرشان از اصلاح طلبان افراطي و مدعيان دروغين دموكراسي بودند ترور شخصيت كرده
ودر انظار عامه تحقير كنند . و ديديم كه رهبر معظم انقلاب نيز اعترافات آنان را بر
عليه اشخاص ديگر غير قانوني و نامشروع دانستند . و در عين حال با در نظر گرفتن
عاملين فتنه كه از رسانة ملّي آقاي ضرغامي با طرح برنامه مناظره آغاز و با بي
تفاوتي وسكوت آقايان خاتمي و كروبي و موسوي نسبت به اَعمال و رفتار اغتشاش گران و
تحرّكات انگليس و آلمان و فرانسه و آمريكا ادامه يافت ، از تفرقه پيشگيري كنيم .
نه خاتمي و كروبي و موسوي گفته بودند كه اموال عمومي به آتش كشيده شود و نه احمدي
نژاد از نوشته ها و گفتار هاي خارج از اصول هوادارانش خبر داشته است . صادق محصولي
به عنوان وزير كشور وقت ميتوانست با صدور مجوز اجتماع به معترضين در يك محل معلوم ،
فضاي محدودي را براي بيان اعتراضاتشان در اختيار آنان بگذارد و خيابانهارا
جولانگاه اغتشاش گران و آنارشيست هاي مزدور كه خودرا به شكل معترضين در آورده
بودند نكند . ويا وزارت ارشاد قادر بود از تفرقه افكني و اهانت مديران بعضي از
سايتها از جمله سايت فرزند وزير ارشاد وقت و خبرگزاري فارس و ايرنا و روزنامه هاي
ايران و كيهان نسبت به سران جناح مخالف جلوگيري كند . ولي توقيف و سانسور و فيلر
كردن رسانه هاي اوپوزيسيون داخلي مَدّ نظر قرار گرفت و تنش هارا بيشتر كرد . با
اين توضيح ، ميخواهم به شما هموطن گرامي ياد آور شوم كه در اين برهه از زمان ، و
شرايط بحران سياسي ، بر من و شماست كه چالش هاوتنش هارابه وفاق وهمدلي بَدَل سازيم
و اعتصام به حبل ا..ه را بين ايرانيان تشويق كنيم . رهنمود هاي رهبر معظم انقلاب
اسلامي و وصيت امام راحل را آويزة گوش هوش كنيم و دست نا اهلان و نامحرمان را از
كشور كوتاه سازيم . وگرنه باور بفرمائيد اگر خداي ناكرده روزي در ايران ، نظام
اسلامي مخدوش و تضعيف شود استكبار با روي كار آوردن عوامل سر سپرده اش به حاكميت
كشور ، مارا از عبادت و سجده به خالق نيز
نهي خواهند كرد . من هم ميگويم كه آمرين انتقال دستگير شدگان بعد از 22 خرداد به بازداشتگاه
كهريزك و عاملين جنايات و فجايع جريانات اخير محاكمه و به اشدّ مجازات محكوم شوند
. منهم ميگويم كساني كه منكر قتل و شكنجة هموطنان معترض شده و حتي كشته شدن آنان
بدست چند نفر افراط گرا و نادان و قدرت طلب جنايتكار دنيادوست را ابتلا به بيماري
مننژيت مغزي قلمداد ميكردند بايد از كار بركنار شوند !! ولي با توجه به مصالح و منافع ملّي بايد از
تند روي و شكستن خطوط قرمز براي حذف عناصر قدرت خواه و حاكميت طلب خودداري كنيم .
وگرنه فرق عاقل و نادان چيست ؟ در نوشته ها و بيانات بجاي ايجاد شبهه و ابهام بهتر
است بادرايت كامل وبا استناد به سندومدرك به معرفي خائنين و افراطی گرايان و قدرت
طلبان با ذكر نامشان بپردازيم و با نقد هاي دلسوزانه موجبات حذف آنان از دستگاه
هاي مختلف كشور را فراهم سازيم . و از دولت نيز بخواهيم كه از جريانات فكري انحصار
گرا و افراطي حمايت و پشتيباني نكند. شما اگر جريانات بعد از انتخابات رياست جمهوري را تعقيب
كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه با چه ترفند ها و با چه حجمي از هجمه هاي برنامه
ريزي شده از خارج به تحريك عناصر غافل مي پرداختند و مي پردازند . كساني كه سپاه
پاسداران انقلاب اسلامي را آماج تبليغات سوء خود قرار داده و سعي در تضعيف اين
ارگان دارند نيك مي دانند كه اگر ايران اسلامي بعد از سي سال پابرجاست بخاطر وجود
همين سپاه است . پس براي تضعيف نظام اسلامي ابتدا بايد اَركان آنرا متزلزل سازند
كه سپاه نيز يكي از آنهاست . و من مطمئن هستم آنچه كه در نوشتة منتخب شما ذكر شده
مربوط به دلسوزان و شيفتگان انقلاب اسلامي كه در دايرة حاميان دولت هستندنبوده و
مشمول اصولگرايان واقعي نمي شود . دولت نيز حتماً با دفع و رفع دروغگويان و
سالوسان از پيرامون خود ، با جذب نيروهاي مستعد ، خدمت صادقانه به كشور را سرلوحة
خود قرار داده و نفرت هاي احتمالي ايجاد شده در نزد برخي از هموطنان را به محبت
تبديل خواهد ساخت . و يقيناً همه ميدانيم كه آيندگان با مطالعة تاريخ در بارة حال
ما قضاوت خواهند كرد و حق و ناحق را از هم تميز خواهند داد . جشم بصيرت را باز
كنيم و با تمسك به قانون و خويشتن داري نگذاريم ايران اسلامي ميداني براي خودنمائي
دشمنان قسم خوردة اسلام و ايران باشد . و يقين داشته باشيد كه سر انجام كوردلان
انحصارطلب و پيشتازان ديكتاتوري و استبداد و خود محوري در هر لباسي باشند در
پيشگاه خدا و شهدا و امام راحل و ملّت بزرگوار ايران روسياه خواهند بود . فاعتبروا
يا اولي الابصار . براي مطالعةعين موضوع منتخب علي آقا به قسمت ادامة
مطلب مراجعه فرمائيد
این نظر یک هموطنی است که هیچ ردی از خود نگذاشته تا از طریق مکالمه و مناظره بتوانم با او وارد بحث شوم و بخوانید و جواب مرا نیز ببینید و قضاوت کنید : آخه بدبخت ...!!!!نمی دونم تو نماینده کدوم ملتی که از جانب همون ملت نظریه میدی، بیانیه صادر می کنی ، می گی مردم این راه رو انتخاب می کنن می گی مردم ولایت مدارن !! می دونی چیه یا تو و یارانت در یک دست قلم به دست دارید و در دست دیگر دستمال . یا خودت رو زدی به کوچه علی چپ یا اینکه واقعیت ها رو نمی بینی ندیدی که مردم توی تظاهرات میلینویشون چه شعار هایی می دادند وقتی به قامت یک حجت الاسلام لباس ...... بپوشونن نتیجه اش این میشه که تو بدبخت روانی!! میایی همه چیزا رو انکار میکنی ندیدی که به دخترا و پسرای همین ملت توی زندان تجاوز کردن؟ قضیه ترانه موسوی رو شنیدی و چیزی نگفتی ؟ یا اینکه واقعا چشمات چیزی رو ندید و گوشهات هم چیزی نشنید!؟ استعمال شیشه نوشابه رو به خواهران و مادران خودت و همچنین خود من و همه ما چگونه تفسیر می کنی؟ مسئول همه این فجایع کیا هستن ؟ حتما ریس زندانها ؟ یا شاید مسئول بازداشتگاه فلان!! اونا رو کی منصوب کرده اونایی که مسئولین زندان رو منصوب کردن ، خودشون منصوب چه کسی هستند ؟؟؟ مسئول تمامی این جنایت ها و فجایع کسی نیست به جز.... نظام اینا رو ننوشتم که تایید کنی نوشتم تا بفهمی همه مردم مثل خودت و یارانت کور و گنگ و کر نیستند [عصبانی][عصبانی][عصبانی] نظری را که با کمی ویرایش مشاهده فرمودید یکی از هموطنان در قسمت نظرات نوشته و هیچ نشانی جز استعارۀ «يك نفر از همه»از خود بجا نگذاشته است . دوست داشتم از فحاشي خودداري ميكرد تا نوشته اش نقطه چين نخورد . براي اين نظر هموطن گمنام مطلبي مینویسم و عرض ميكنم اينهمه سينه چاك دادن من و دوستانم نيز براي اين است كه آبروي نظام اسلامي بدست مسلمان نماهائی چون تو و جنایتکارانی که لباس دوستداری انقلاب اسلامی و امام و رهبر و شهدا را پوشیده اند ، خدشه دار نشود و كاش اين را رايحۀ خوشي های باصطلاح اصولگرا مي دانستند و موجبات فراهم آوردن امكان عمل به اينهمه فجايع (( را بدست عوامل بيگانه از یک طرف و کسانی که باصطلاح خودی و هوادار احمدی نژاد و منتسب به لباس شخصی هستند از طرف دیگر )) را باعث نمي شدند . براستی این ترانه موسوی کیست ؟ چرا سرنخی از این دختر بدست نیامده ؟ رسانۀ ملی هم خواست مثلاً در اینباره کاری بکند که بقدری سطحی مساله را طرح نمودکه همگان پی بردند آقایان به کاهدان زده اند . من منکر وجود شکنجه و کشته شدن برخی از معترضین بازداشت شده نیستم و تنبیه خاطیان را نیز خواهانم . ولی بقول همین نویسندۀ نظر {که صفات خودرا بمن و دوستانم نسبت داده} ، کور و گنگ و کر نیستم و نخواهم بود . بلکه بدنبال آسیب شناسی قضایای بعد از انقلاب و علل بروز آن هستم . فضولباشي
باياد ونام خدا چشم انتظار نشستم تا دوستي كه قول مناظره داده بود از راه برسد . آمد ولي دير آمد ومشي سياسي كشور نيز عليرغم همۀ شعار هاي اسلامخواهي و عدالت جوئي و مهرورزي در مسير خود محوري و .... پيش ميرود . بطوريكه در دونمونه از نظرات بازديد كنندگان مي بنيد عده اي بر من خرده ميگيرند كه چرا مسلمان و شيعه و طرفدار ولايتم و كساني نيز مذمتم مي كنند كه چرا مدافع نظام اسلامي هستم . اعتقاد و ايمان با روح انسان همبستگي پيدا مي كند و با مرگ او از دنياي فاني به دنياي باقي كوچ مي كند . بنا برا اين كساني كه به دنياي مادي و عقايد الحادي وابسته اند بدانند كه بدشمن خود نمي توانند خرده گيري كنند . دستۀ دوم نيز اگر پيرو منطق هستند بدانند كه موجوديت ايران و اقتدار و بقا و عظمتش تنها با نظام ولائي در اين دنيا ميسورو ممكن است وگرنه استكبار و دشمنان قسم خوردۀ ايران ، براي من وشما ايراني وابسته خواهند ساخت كه زندگي در آن جز خفت و خواري نخواهد بود . در اين ميان يك عده افراط گرا كه نام خود را اصولگرا گذاشته اند و از اصولگرائي جز حاكميت طلبي و خود محوري چيزي نميدانند( بخوانيد نئو اصول گرا يا نئو ايده آليست ) و ميخواهند به اصطلاح با اعلام هواداري از رئيس جمهور ، خود را مطرح سازند كاسۀ داغتر از آش شده و حتي بخود جرأت تهديد مخالفينشان را هم مي دهند . من به اين اشخاص جاهل ميگويم كه احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب مردم است . از او بت نسازيد و تحت عنوان هواداري و حمايت آبرويش را نبريد . او نيز انساني است كه خطاهائي دارد و مزايائي . معصوم هم نيست كه بگوئيم هر آنچه انجام ميدهد و مي گويد درست است . وظيفۀ ما اينست كه بعنوان رئيس جمهور چهار سالۀ ايران ، احترام و حرمتش را محفوظ داريم و در عين حال اشتباهاتش را گوشزد كنيم و اگر تابع قانون و ولايت فقيه نبود آنوقت طبق قانون عذرش را بخواهيم . انشاالله كساني كه در قسمت نظرات مطالبي را نوشته بودند و نمونه اي از آنها در قسمت نظرات هر پست وبلاگ فضولباشي در بلاگفا مشاهده ميشودپاسخ خود را گرفته باشند . بنابراين ميپردازم به آسيب شناسي وقايع اخير. زماني گفتيم و نوشتيم كه رئيس ورزش كشور با سوء مديريت ها و يكسو نگري هايش ، ارزشها و اعتبار هاي ورزشي ايران را زير سؤال خواهد برد . ديديم ديديد چنين شد . و ضعف مديريتش بحدي به چشم زد كه نمايندگان مجلس نيز حاضر به دادن رأي اعتماد با حداقل آراء خود « به سان ميركاظمي » نشدند . وزير گراني دولت نهم نيز با همان حد اقل رأي توانست در كابينۀ دهم بعنوان وزير نفت تثبيت شود . وزارتخانه اي كه هزاران مشكل لاينحل و هزار درد بيدرمان دارد . اكنون اوايل عمر دولت دهم است . براي دوري از پيشداوري ، تنها به تذكري بسنده مي كنم كه : 1 - سانسور و فيلتر و كنترل هاي غير معمول ، برازندۀ يك دولت انقلابي و صبور و مهرورز نيست . 2 - عدم تحمل مخالفين و منقدين از سوي دولت و حاميان افراطي اش ، برخلاف انتظارات مردم شريف ايران و خواسته ها و دستورات مقام معظم رهبري است . 3 - تغيير مديريتها بدون در نظر گرفتن مصالح ملي و تخصص افراد جفا به جامعۀ ايران است . 4 – احترام وعمل به نظرات و پيشنهادات مراجع تقليد و آيات عظام از سوي دولت و بويژه شخص رئيس جمهور ، و پاسخگوئي در برابر مطالبات انجام نگرفتۀ عامّه انتظار به حقّ مردم انقلابي و فهيم ايران است . همچنين عدم اصرار و لجاجت در انتصاب اشخاصي كه از مقبوليت عامّه برخودار نيستند در شأن يك رئيس دولت انقلابي و با آرمانهاي قرآني نيست . 5 – ممانعت از اهانت و تحقير به ارزش هاي انقلاب و مديران سابق اجرائي توسط حاميان و هواداران دولت دهم در رسانه هاي جمعي نوشتاري و ديداري و گفتاري و بالابردن صبر و تحمل دولت و طرفدارانش در برابر گفتار ها و اندرز ها و..... رعايت خطوط قرمز وحفظ حرمت اشخاص كه سهم بزرگي در به ثمر رساندن انقلاب اسلامي دارند از سوي حاميان و هواداران دولت احمدي نژاد از ضروريات ايجاد همبستگي و وفاق ملي بشمار ميرود . با اميد به اينكه بتوانيم رهروان صادقي براي امام راحل و شهدا و مقام عظماي ولايت باشيم لطفاً در پست بعدي دنبالۀ اين مطلب را بخوانيد . 9/7/1388
عید سعید فطر بر عابدان عاشق و مخلصان صادق مبارکباد
دوستان من . مدتي بود باز مهر سكوب بر قلم خود زده و به انتظار رفتاري توأم با متانت و صداقت از سوي بعضي از مسئولين اجرائي و قضائي بودم . خوشبختانه در قوّۀ قضائيه با اتمام دورۀ آيت الله شاهرودي و شروع بكار آيت الله آملي لاريجاني تحركاتي صورت گرفت و بعضي از مسئولين جاي خود را بافراد تازه نفس دادند . ولي در قوّۀ اجرائيه گويي كه مردم بايد هر روز بانتظار خبري بهت زا باشند . در مسائل محاكمات اغتشاش گران حوادث بعد از انتخابات و تعدادي از رجل سياسي كشور كه به جناح اصلاح طلب تمايل دارند ، مطالب زيادي براي گفتن است . آيا دادگاه هائي كه بصورت علني و بر خلاف نص صريح قانون ، بصورت رسانه اي برگزار شد ، واقعا خواست نظام بود يا طبق معمول بصورت سليقه اي و براي تحقير شخصيت محاكمه شوندگان و احياناً متهمين به نفع يك گروه خاص صورت گرفت ؟ در روز قدس متاسفانه شعار هائي از سوي دارندگان مچ بند هاي سبز داده شد كه نه گوياي اهداف نظام اسلامي بود و نه خواست مردم شهيد داده و انقلابي و مسلمان ايران . از طرفي هم برخورد رسانه اي حاميان دولت و نسبتهائي كه به اين معترضين داده شد نه تنها از نظر قانوني بلكه از ديدگاه شرع انور نيز داراي اشكالات فراوان بود . حال من انگشت بدهانم كه چرا آقايان موسوي و خاتمي و كروبي تمايلي به فرهنگسازي در ميان هواداران خود ندارند و چرا اصولاً براي يكبار هم كه شده نسبت به نوشته ها و گفته هاي هاي رسانه هاي استكباري پرخاش نكرده اند . در اين بين چرا فرمايشات رهبري در ميان سياسيون گمارده شده در قوّۀ مجريه بدرستي تجزيه و تحليل و به آنها عمل نمي كنند ؟ انشاالله به شرط بقاي عمر از اين به بعد در اين وبلاگ بدون غرض و يا طرفداري از يك جناح خاص ، به تحليل مسائل ايران خواهم پرداخت . در عين حال ياد آور مي شوم با دوستان و هموطنان علاقمند به مسائل سياسي و اجتماعي آمادۀ تبادل نظرات بطور علني و با نشان دادن در بلاگ مي باشم . حق يارتان باد .
فرارسيدن ماه عبادت و بندگي خدا ، ماه نزول قرآن ، و روز هاي مهماني خدا بر همۀ مسلمين بالاخص ايرانيان بزرگوار مبارك باد .
عزيزاني براي من از طريق ايميل و يا نظرات خصوصي پيغام داده اند تا در بارۀ مسائل روز ايران در اين وبلاگ مطالبي بنويسم . از آنجائيكه مقدمات يك مناظره را فراهم ميكنيم و يكي از هموطنان براي مناظره اعلام آمادگي كرده اند بنابراين درج مطالب در صورت عدم تحقق مناظره موكول به هفتۀ آينده ميشود . موفق و سربلند باشيد.
مدتي است كه عده اي بي ماهيت و مدعي ، تخريب شخصيت هاي اصلي نظام را هدف اصلي در رسيدن به مقاصد خود قرار داده اند . اينها خود را جزو اصولگرايان ( من نام اينهارا نئو اصولگرا گذاشته ام ) بحساب مي آورند . سوأل اينجاست كه اصولگرائي يعني تهمت و افترا و تخريب اركان نظام بنام اسلامخواهي و تقويت جناح حاكم ؟ مردم بزرگوار ايران نيك ميدانند كه در اطراف رئيس جمهور چه مي گذرد و عده اي با پنهان شدن در پشت سر وي چه تفكراتي را دنبال ميكنند و در پي چه اهدافي هستند !!؟؟ اين رويه درصورتيكه ادامه پيدا كند به زيان نظام اسلامي و منافع ملي خواهد بود . چه بهتر كه رئيس جمهور محترم تأكيدات لازم را در اين باره به دوستان و هواداران و ياران خود بنمايد و به آنان هشدار دهد كه حريم بعضي اشخاص در رسانه هاي جمعي نوشتاري و ديداري محترم شمرده شود . با اين اميد كه همين اشاره براي عقلاي دولت دهم كافي بوده باشد . وقتي مقام معظم رهبري براي يك عده از خواص نظام حرمت قائل شده و آنان را از بعضي سياست پيشگان جدا مي دانند آيا بهتر نيست كه مدعيان دروغين ذوب در ولايت حرمت گفتار و قلم خود را در بارۀ مهره ها و شخصيت هاي اصلي نظام نگهدارند ؟ از سوي ديگر اصلاح طلبان نيز بدانند كژراهه اي را طي ميكنند كه آنان را از مسير اصلي نظام اسلامي و مردم مسلمان ايران منحرف خواهد ساخت . حال هرچه جبهه و جناح و حزب سبز و سرخ و سياه ميخواهند تشكيل دهند ولي مطمئن باشند كه ملت بزرگ ايران جز راه و روش قرآني و ولائي راه ديگري انتخاب نخواهند كرد . وادعا كنندگان اصولگرايي و اصلاح طلبي اگر در خط رهبري و ملت ايران حركت نكنند يقين بدانند كه شكستشان حتمي است . حق نگهدارتان .فضولباشي
سلام و عرض تبریک به عاشقان نبوت و امامت . نیمۀ شعبان بر شما مبارك باد . عزيزان ازدريافت ايميل ها و نظرات شما بسيار ممنونم . اي كاش بجاي ارسال رايانامك(ايميل) نظرات خود را در قسمت نظرخواهي وبلاگ مي نوشتيد . در هر حال سعي خواهم كرد كه در همين وبلاگ و وبلاگ فضولباشي در بلاگ اسپوت پاسخ سوألات شما را بدهم . ۱ - قرآن گرائی و اطاعت از مقام عظمای ولایت در رأس مباني اعتقادي بنده و دوستاني كه با آنان در اينترنت مطلب مي نويسيم وكار ميكنيم قرار دارد . بنا براين بعد از اين دو مقوله ، براي ما تنها استقلال و اقتدار جمهوري اسلامي و حضانت از تماميت ارضي آن و رفاه و عدالت اجتماعي براي ايرانيان در اولويت است . و هركسي در هر مقامي عدول از حكم اسلام ودستور رهبروراه امام راحل كند ويا با رفتار و گفتارخود به منافع ملّي ايران خدشه وارد سازد مورد عتاب و خطاب و هجمۀ ما خواهد بود .هرچند كه زماني بخاطر گذشتۀ انقلابي اش دوستش داشته باشيم . ۲ - در مورد فرهنگ و ادبيات اقوام مختلف ايراني و مبارزۀ فرهنگي با تجزيه طلبان ترك و عرب و كرد در اين وبلاگ و ساير وبلاگهاي متعلق بدوستان همدل خودم باز هم مطلب درج خواهد شد . ۳ - نقد سازنده و دلسوزانه هميشه عاملي براي رشد فكري و ترقي و تعالي هر انسان است . بنا براين انتقاد كنندۀ دلسوز كسي است كه بجاي حفظ منافع حزبي و جناحي با ذكر حقايق و نشاندادن راهكارهاي درست براي دولت راهگشائي كند . باتوجه به موارد فوق منتظر مطالب بعدي باشيد . در سايۀ شفاعت آقا امام زمان (عج) همواره موفق و سلامت باشيد . فضولباشي
|
درباره وبلاگ![]()
این وبلاگ مستقل بوده وبدون وابستگی بیک جریان فکری ویا تشکیلات سیاسی خاص منعکس کننده’ نظرات و عقاید نویسندۀ آن است . با این امید که دوستان بازدید کننده با ارائه نظرات و پیشنهادات و درح ارشادات مرا در رسالت فرهنگیمان یاری فرمایند . فضولباشی و دوستان
90/07/01 - 90/07/30 90/01/01 - 90/01/31 89/04/01 - 89/04/31 89/03/01 - 89/03/31 88/10/01 - 88/10/30 88/09/01 - 88/09/30 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 آرشيو پیوندها
وبلاگ تركي فضولباشي
فضولباشی در پرشین گیگ |